آشنا
اول غربیه است؛
بیتفاوت مینگری.
حتی ممکن است در دسته دشمنان، بیماران
یا نادانها قرارش دهی.
چند دقیقه با او همکلام میشوی.
از خود میگوید.
از آنچه بر او گذشته.
از تلخ و شیرین زندگی.
متوجه میشوی او هم مثل توست؛
آسیب دیده و زخمی.
با کلی نیاز، با کلی آرزو.
از آن به بعد در دسته آشنایان قرارش میدهی.
در دسته انسانها.
انسان سرگردان،
انسان تنها،
انسان امیدوار
مسعود علیخانی



