قایقی دیگر

قایقی دیگر

هم‌سفر دریای انس بودیم
هوا طوفانی شد
من در تقلای رساندن قايق
به‌ جزيره‌ای امن
تو در تلاش‌ برای‌ رساندن خود
به‌ ساحل آسودگی

در طوفانی که‌ روزگار
برای‌مان تدارک ديده بود
تو خود را به ساحل رساندی

قربانی قايق غرق شده اين عشق منم
هر چه پارو زدم
راه به‌ جایی نبردم
شکاف کف این قايق
بزرگتر از تلاش‌ من‌ بود

من اکنون در بستر دریای
جانی و ویرانگر عشق

تو اکنون فکر قایقی دیگر
فکر دل زدن‌ به‌ دريا
با دريا‌دلی ديگر

 

مسعود علیخانی

به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط