وجدان افسرده ساز
ما نه فرشته ایم نه شیطان، ما ترکیبی از سیاهی و سفیدی هستیم. هر چند در تلاشیم از سیاهی بکاهیم و وجود شفاف تری داشته باشیم ولی باور به
امکان حذف تمام سیاهی و کدورت درونی، دروغ بزرگی است که به خود می گوییم. قضاوت سختگیرانه وجدان سرزنش گر، ما را به سمت افسردگی و
وسواس و سرزنش و تحقیر خود پیش می برد و درگیر احساس گناه برای کار نکرده می کند تا جایی که اگر عضوی از خانواده بیمار شود ما خود را مقصر
میدانیم و سرزنش می کنیم. احساس گناه بیمارگونه ما را درگیر انواع وسواس می کند تا حدی که سعی می کنیم با شست و شوی چندین باره، وجود
خود را از پلیدی ها و سیاهی ها بشوییم. احساس گناه در بالاترین حد، فرد افسرده را به سمت تمام کردن زندگی خود ( از دیدگاه خودش برای خلاص شدن
دنیا از شر بی ارزش ترین آدم روی زمین یعنی خود او ! ) پیش می برد و این نوع تفکر یک فرد با افسردگی فلج کننده است که حتی ممکن است خود را
مقصر مردن پرنده همسایه بداند! فرد افسرده وجدانی سرزنش گر دارد که می خواهد شبیه فرشته ای رفتار کند که کوچکترین خطا را مرتکب نمی شود. فرد
افسرده نمی خواهد بپذیرد که انسانی است مانند سایر انسانها؛ مجموعه ای از ضعف و قدرت و زشتی و زیبایی. و وجودی دارد خاکستری رنگ نه سیاه و
پلید.
مسعود علیخانی – روانشناس بالینی


