به اندازه کافی خوب نیستم
نتیجه این فکر چیست؟ یاس و ناامیدی؟ یا انگیزه برای تلاش؟ برای برخی افراد جمله “من به اندازه کافی خوب نیستم ” بدین معناست: “من ذاتا خوب
نیستم و هر عملی از من سر بزند ناقص و بی نتیجه است.” این نوع برداشت، باعث احساس غم و شرم و خشم این فرد نسبت به خود و عقب نشینی از
فعالیت ها و کوچک شدن دایره زندگی او می شود. برای برخی دیگر عبارت ” من به اندازه کافی خوب نیستم “می تواند نشانه واقع بینی و دیدن همزمان
نقاط ضعف و قوت و تلاش برای بهبود و ارتقاء کیفیت فعالیت مورد نظر باشد. این فرد بر این باور است که همه افراد در همه چیز نمی توانند و لزومی ندارد
خوب عمل کنند و با خوب عمل نکردن در یک فعالیت کل هویت خود را زیر سوال نمی برند. نوع واکنش هیجانی و رفتاری افراد نسبت به عبور افکار مختلف از
ذهن بستگی به میزان درگیر شدن با این افکار و واقعی پنداشتن آنها و یا داشتن دیدگاه تک بعدی و غیر منعطف نسبت به آنهاست. در رواندرمانی به عنوان
درمانگر نباید همیشه تفکر خطی یا ماشینی داشت و تصور کرد نتیجه هر فکر در هر فرد یک هیجان یا رفتار قابل پیشبینی است.
مسعود علیخانی – روانشناس بالینی


