عمری در تاریکی

عمری در تاریکی

بسیاری از ما عمری در هوای تاریک توهم و خیالات و انکار واقعیت زندگی کرده ایم. تلاش برای ندیدن ضعف ها، ترس ها، خشم های فروخورده شده و حرف

های در گلو مانده به هیچ عنوان باعث محو شدن آنها نمی شود. بسیاری از ما ندیدن را با نبودن اشتباه گرفته ایم. ما تا جنبه های تاریک وجود خود را نبینیم

و نپذیریم انتظار روزنه ای از نور رشد و شکوفایی را نباید داشته باشیم. ما در زیرزمین نمناک و تاریک انکار واقعیت، عمری را سپری می کنیم و هر اشعه

نوری که به این تاریکی نفوذ کند چشمان انکار ما را به درد می آورد چون به آن عادت ندارد. این اشعه نور می تواند متنی از یک کتاب، جمله ای از یک

اندیشمند، یا تحلیلی از یک درمانگر باشد. نتیجه نهایی خودآگاهی، رسیدن به نقطه ای است که بتوانیم با روشنایی واقعیت مواجه شویم؛ هر چند در ابتدا

چشمان ما را به درد می آورد؛ ولی به مرور زمان با پذیرش جنبه های مختلف وجود خود، تاب و توان تحمل واقعیت افزایش خواهد یافت. واقعیتی که در آن

خود را به عنوان انسانی که در کنار توانایی ها، ضعف های زیاد؛ در کنار موفقیت ها، شکست های مکرر؛ در کنار داشته ها، نداشته های فراوان و در کنار به

دست آوردن ها از دست دادن های متعدد؛ و در کنار قداست ها، شرارت هایی نیز دارد. و این دوگانگی جزو همیشگی وجود ماست. در زمانهایی از زندگی،

ندیدن موقتی واقعیت میتواند برای تحمل درد آن و ادامه زندگی کارساز باشد ولی تداوم انکار و ندیدن هاست که درد واقعیت را تبدیل به رنج توهمات می‌کند.

با تجارب و واقعیت های درونی مثل ضعف ها و کمبودات و شکست ها و واقعیت های بیرونی مثل محدودیت ها و موانع و از دست دادن ها مواجه شوید تا

بتوانید آزاد و سبک بال تر برای آنچه می خواهید و با توجه به آنچه در توان دارید اقدام کنید.

دکتر مسعود علیخانی – روانشناس بالینی

به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط